خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_حسن ظهوري _ توسعه همواره به عنوان عنصر لاينفك زندگي در كنار انسان بوده و با خود جريان مدرينته يا نوگرايي تاريخي انسان را پديد آورده است.
رابطه ميان توسعه و انسان، همان رابطه انسان و مدرنيته است كه در طول تاريخ پديد آورنده دستاوردهاي بشري و تمدنهاي بزرگ بوده است.
توسعه و عمران كه در تفسير به واژه "آباداني" پهلو ميزند، همان خاستگاه انسان در آماده سازي مكان زيست خود و در نهايت آسان كردن شرايط دشوار زيستن است.
پديده توسعه، پديدهاي تماما انساني است. و نقطه پيوند انسان، تاريخ و جامعه تنها به وسيله توسعه به هم متصل ميشوند.
امروز به كرات واژه توسعه به عنوان امر انساني در برابر واژه "فرهنگ" قرار مي گيرد كه آن نيز خود امري انساني محسوب ميشود و مهمترين رابط ميان انسان و جامعه است.
رابطه ميان فرهنگ و انسان رابطهايست كه منجر به حضور هويت و شناسنامه ملي و در كنار آن خاستگاه شكل گيري قوميتها و تلاشهاي بشري در تحقق پيدايش تمدنهاي بزرگ بوده است. اين رابطه بيترديد توسعه و آباداني را به همراه داشته است؛ همانطور كه در دوران هخامنشي شاهد آن بودهايم كه در كنار فرهنگ و تمدني به اين بزرگي توسعه و آباداني به چه صورت جرياني موازي رفتارها و كنشهاي فرهنگي داشته است.
اما چگونه است كه طي صد سال اخير رابطه ميان فرهنگ و توسعه كه همواره در كنار يكديگر به عنوان دو امر انساني بودهاند امروز در برابر هم و در مقابله با هم قرار گرفتهاند.
آيا به راستي انسان امروز قصد دارد با ادامه تلاش تاريخي خود در راستاي توسعه، در مقابل فرهنگي به ايستد و به قميت توسعه، فرهنگ را قرباني كند؟
سيوند و چالش هاي امروز
"سد سيوند به عنوان بخشي از تلاش انسان در امر توسعه امروز در برابر فرهنگ ايستاده است." اين جمله، دغدغه مردم است و سيوند امروز كلمه كد يا همان رمزي است كه ميتواند مانند جهاننما رابطه ميان توسعه و فرهنگ را نه تنها به سخره بگيرد كه خدشهدار نيز كند.
بيترديد در گذشته سدهاي بسياري براي بهره گيري از زمين ساخته و بارها درباره كشف سدهاي دوره هخامنشي و ايلامي گفته شده است .
اين موضوع نشان ميدهد كه اهميت كشاورزي به عنوان منبعي مهم در تهيه مواد غذايي از ديرباز مورد توجه تمدنهاي بزرگ بوده و شهرهاي مهم تاريخ در شكلگيري سدهاي بزرگ براي مهيا كردن شرايط كشاورزي كوشيدهاند. اما در آن دوران توسعه منوط به ادامه حيات فرهنگ بوده و امروز توسعه شريان زندگي حيات فرهنگ را قطع ميكند.
رابطهاي كه امروز ميان توسعه و فرهنگ تعريف و تفسير ميشود نيازمند تعامل بيشتر است.
اينكه چگونه سد سيوند به عنوان توسعه دربرابر فرهنگ ايستاده به داستاني مربوط ميشود كه بيشاز يك دهه به طول انجاميده و جاي جاي آن نشان ميدهد اگر به درستي ميان پديدآورندگان توسعه و نگهبانان فرهنگ رابطهاي دوسويه تعريف ميشد، امروز سد سيوند در جايگاه توسعه هرگز در برابر ميراث فرهنگي در جايگاه فرهنگ قرار نميگرفت.
شايد اگر بيتوجهي مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و توجه مسئولان وزارت نيرو به موضوع ميراث فرهنگي و مكان توسعه بيشتر بود هرگز سد سيوند سدي در برابر فرهنگ يا سد برخورد توسعه و فرهنگ نبود.
سد سيوند 40 ساله است!
مطالعات اوليه سد سيوند سال 1967 يعني حدود 40 سال پيش توسط «جاستين کورتني» کارشناس امريکايي آغاز شد.
نتيجه مطالعات به طرح سيستم سه سدي درود زن، ملاصدرا و سيوند منتهي شد که قرار بود با هم فعاليت مشتركي را در امر آبرساني به انجام برسانند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ادامه مطالعات به کارشناسان ايراني واگذار و نخستين فاز مطالعاتي ساخت سد سيوند در سال 1370 ارائه شد.
فاز نخست عمليات اجراي پروژه يعني ساخت تونل انحراف رودخانه از سال 1371 آغاز و با گمانه هايي که در حين مطالعات زده شد، آشكار شد که دره محل احداث سد، بستر ضخيم آبرفتي به عمق حداکثر 140 متر دارد و ابتدا بايد آبرفت، آب بند شود.
«جلال جامعي»، مسئولا اجرايي ساخت سد سيوند درباره استعلام از سازمان ميراث فرهنگي در همان سالها ميگويد: «در سال 1370 همزمان با آغاز فعاليت هاي اجرايي، وزارت نيرو و سازمان آب منطقهاي استان فارس با ارسال نامه اي به سازمان ميراث فرهنگي اين استان، مسئله شروع ساخت سد را به اطلاع رساند، اما جوابي دريافت نشد. ساخت سد سيوند آغاز و در ابتدا با استفاده از تكنولوژي پيشرفته روز بستر آبرفتي سد آب بند شد.»
سازمان ميراث فرهنگي به عنوان متولي و نگهبان ميراث فرهنگي كشور موظف بود آن زمان علاوه بر پاسخ به استعلام مسئولان سد و وزارت نيرو، اقدامات اوليه در خصوص شناسايي منطقه را به انجام برساند كه اين موضوع در يك خلاء اطلاعاتي به مدت قريب به 7 سال مسكوت گذاشته شد و در اين مدت هرگز سازمان ميراث فرهنگي نه به ساخت سد سيوند توجهي نشان داد و نه اهميت تنگه بلاغي را به وزارت نيرو گوشزد كرد.
در سال 1376 و آغاز به کار دولت "سيد محمد خاتمي" بحث اولويت بندي طرحهاي عمراني كشور مطرح شد. به اين معني که دولت تصميم گرفت تعدادي از طرح ها را نيمه راکد بگذارد و بقيه طرحها را به اتمام برساند.
در آن زمان سيوند جزو طرحهاي اولويت نخست قرار نگرفت و اين موضوع تا سال 1380 همزمان با پايان ساخت سد کوثر ادامه داشت.
بعد از سال 1380 سيوند جزو اولويتها قرار گرفت و از همان زمان اعتبارات به صورت تصاعدي افزايش يافت.
تيرماه 1383 ساخت تونل انحراف آب انجام گرفت و از همان زمان تا اسفند 1385 کار ساخت بدنه سد انجام شد.
نگراني در مورد سيوند بعد از 30 سال!
در تمام مدت زماني كه سد سيوند به صورت آرام مراحل ساخت خود را طي ميكرد، سازمان ميراث فرهنگي هيچ واكنشي در مقابل ساخت آن نشان نداد و اين موضوع تا سال 1382 كه بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد به طور جدي فعاليت پژوهشي خود را براي جمعآوري اطلاعات مربوط به دوران هخامنشي آغاز كرد ادامه داشت.
آغاز به كار فعاليت اين بنياد، و تلاش براي ثبت جهاني پاسارگاد ،نگاه بيتوجه سازمان ميراث فرهنگي را يكباره متوجه سد سيوند و آثار در خطر تنگه بلاغي شد.
«مسعود آذرنوش»، رئيس سابق پژوهشكده باستانشناسي كشور دراينباره ميگويد: «سال 1382 بود كه روزي محمد حسن طالبيان را مضطرب ديدم كه از اتاق مهندس بهشتي بيرون آمد و وقتي حال او را جويا شدم گفت سد سيوند مراحل ساخت خود را از سر گرفته است و در صورت آبگيري محوطههاي باستاني بيشماري غرق ميشود.»
ثبت جهاني پاسارگاد در تيرماه 1383 باعث شد تا تلاش سازمان ميراث فرهنگي براي نجات آثار موجود در تنگه بلاغي بيشتر شود.
توجه و نگاه جهاني به موضوع پاسارگاد و محوطههاي در خطر موجود در تنگه بلاغي اهميت موضوع را دو چندان كرد و مسئولان وزارت نيرو و سازمان آب منطقهاي را به پاي ميز مذاكره كشاند.
«بابك كيال»، سرپرست سابق مجموعه باستاني پاسارگاد در اين باره به ميراث خبر مي گويد: «از ابتدا سازمان ميراث فرهنگي از وجود آثار باستاني در تنگه بلاغي خبر نداشت. تصور مي شد كه ارزش و اهميت اين محوطه باستاني تنها به عبور مسيري موسوم به راه شاهي خلاصه مي شود. بازديد هيات بررسي و شناسايي مجموعه باستاني پاسارگاد منجر به افشاي آثار موجود در اين تنگه شد.»
از آنجا كه اين عده از كارشناسان پاسارگاد باستان شناس نبودند؛ از باستان شناسي بومي به نام «فرهاد زارعي كرد چولي» خواستند تا محدوده آبگيري سد سيوند در تنگه بلاغي را مورد بررسي و شناسايي باستان شناسي قرار دهد.
مطالعات او در سال 1382 آشكار كرد كه تنگه بلاغي فراتر از راه شاهي و چند «خرفت خانه» كه به چشم ديده مي شد ارزش و اعتباري باستاني دارد كه از ديده پنهان مانده و خاك هاي اين تنگه آن را در خود فرو برده است.
شهريور سال 83 «مسعود آذرنوش» رييس پژوهشكده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي كشور در مورد ساخت سد و فرو رفتن محوطه هاي باستاني در تنگه بلاغي پس از آبگيري سد گفت: «به علت ساخت سد سيوند در دورن تنگه بلاغي؛ بخشي از اين تنگه كه قسمتي از محوطه هاي باستاني مجموعه پاسارگاد را در بر مي گيرد به همراه آثار باستاني و تاريخي باقي مانده در آن از دورانهاي گذشته به زير آب درياچه فرو مي رود.»
اين خبر رسمي كه در ادامه اخبار مربوط به غرق محوطه هاي باستاني تنگه بلاغي بوده است سبب شد موضوع بيش از گذشته اهميت پيدا كند.
تنگه بلاغي با اخبار مشابه نگراني هاي جهانيان را هم بر انگيخت.شهريور همان سال مسئولان بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد با اعلام اطلاعيه اي از كارشناسان جهاني دعوت كردند تا براي نجات بخشي آثار موجود در تنگه بلاغي به ايران بيايند.
«محمد حسن طالبيان»، رئيس بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد دراينباره به ميراث خبر ميگويد: «با توجه به اين كه در تنگه بلاغي آثار و محوطه هاي باستاني بسيار زيادي وجود دارد و نجات بخشي آنها بايد در قالب عمليات اضطراري و در سطح بين المللي و جهاني انجام مي گرفت با ارايه فراخواني جهاني به تمامي مراكز علمي جهان براي كاوش هاي باستان شناسي گسترده و انجام اقدامات نجات بخشي ايران، از کارشناسان جهاني دعوت به همكاري كرديم.»
طالبيان ادامه داد: «فراخوان طرح نجات بخشي و استفاده از كمك هاي جهاني داراي دو بخش بود كه يكي مربوط به نجات بخشي محوطه هاي باستاني درون تنگه و ديگري به ارايه راهكارهايي براي جلوگيري از تاثيرات ساخت سد بر منطقه و آثار تاريخي آن مربوط مي شد.»
با ارايه اين فراخوان كارشناسان كشورهاي ايتاليا، آلمان، فرانسه، انگلستان، استراليا، لهستان و ژاپن براي حضور در درون تنگه و نجات محوطه هاي باستاني اعلام آمادگي كردند.
اعلام آمادگي كارشناسان و باستان شناسان خارجي مسئولان داخلي را بر آن داشت تا مقدمات حضور اين كارشناسان را آماده كنند.
دغدغه سيوند فراملي مي شود
دي ماه سال 83 «منيرو بوشناكي»، معاون فرهنگي سازمان جهاني يونسكو به دعوت مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به ايران دعوت شد تا از لوح ثبت جهاني پاسارگاد پرده برداري كند.
بوشناکي پس از کسب اطمينان از آسيب نرسيدن به مقبره عظيم کوروش، شاه هخامنشي، درباره تهديدات ناشي از ساخت سد سيوند به مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت:«بايد تلاش کنيد اهميت تنگه را از لحاظ تاريخي و هويتي به مسئولان کشوري تان گوشزد کنيد. از طرف ديگر بايد بکوشيد تا صداي شما به گوش جهانيان برسد. من نيز به سهم خود در آگاه سازي مديران يونسکو خواهم کوشيد. تنگه بلاغي تنها بازمانده راه معروف شاهي در جهان است که با زير آب رفتن اين بخش، تنها شاهد راه سازي آن دوران را از دست خواهيم داد.»
باستانشناسان ايراني و ايتاليايي، نخستين هيات كاوش گران تنگه بلاغي بودند كه از اواخر بهمن ماه سال 1383 فعاليت هاي شناسايي و نجات بخشي خود را در اين محوطه باستاني آغاز كردند.
آنها با ادامه كاوشهاي خود در درياچه سد سيوند در كنار راه شاهي يك دهكده متعلق به دوران هخامنشي را كشف كردند.
اين كشف بزرگ سبب شد كاوش ها در تنگه بلاغي جدي تر شود و باستان شناسان انتظار يافتن آثار ارزشمند تري را داشته باشند.
پس از كاوش ايتاليايي ها سه هيات ايراني _ لهستاني، ايراني _ آلماني و ايراني _ فرانسوي به صورت همزمان كاوش در تنگه بلاغي را آغاز كردند.
همه چيز براي انجام كاوشهاي نجاتبخشي در تنگه بلاغي مهيا شده بود به غير از يك مورد: "بودجه".
كاوشهاي باستانشناسي در تنگه بلاغي هزينههاي زيادي داشت و سازمان ميراث فرهنگي وقت قادر به تامين اين بودجه نبود.
از سوي ديگر تعداد ساخت سدها در كشور رو به فزوني داشت و عمليات نجات بخشي تنها در مورد سد سيوند قابل اجرا نبود و باقي محوطههاي باستاني نيز نيازمند كاوش و بررسي و شناسايي بودند.
تهيه يك آيين نامه اجرايي توسط هيات وزيران ميتوانست مشكل سازمان ميراث فرهنگي را رفع كند. با اين نيت مسئولان وقت سازمان ميراث فرهنگي با رايزني توانستند در 5/5/1384 آيين نامهاي را با كمك «محمد رضا عارف»، معاون رئيس جمهوري به تصويب برسانند كه طي آن "كليه دستگاههاي اجرايي مشمول قانون برنامه چهارم توسعه موظف شدند پيش از اجرا پروژههاي بزرگ عمراني و در مرحله امكان سنجي و مكانيابي نسبت به انجام مطالعات فرهنگي تاريخي در مكان اجراي طرح اقدام نمايند. همچنين مطالعات فرهنگي _ تاريخي و مستندسازي آثار فرهنگي _ تاريخي واقع در محدوده طرح بر اساس دستورالعمل هاي صادر شده از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و تحت نظارت علمي سازمان مذكور توسط دستگاه مجري انحام خواهد شد و هزينه مطالعات و مستندسازي جزئي از هزينههاي مطالعاتي طرح و موافقتنامه بين سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و دستگاههاي مجري طرح پيشبيني خواهد شد.»
با توجه به اين آيين نامه تمامي مخارج مطالعات باستانشناسي در حوزه آبگيري سد سيوند به عهده سازمان آب منطقهاي استان فارس گذاشته شد و مطالعات شتاب بيشتري گرفت.
البته تا كنون هيچ پولي از سوي سازمان آب منطقهاي استان فارس به سازمان ميراث فرهنگي جهت مطالعات باستانشناسي در تنگه بلاغي داده نشده و اين سازمان تمام هزينههاي مطالعه را تقبل كرده است.
كشف شواهد انسان پيشاز تاريخي و متعلق به دوره نوسنگي در غارهاي تنگه بلاغي، كشف كورههاي پخت سفال متعلق به هفتهزار سال پيش و اجساد آن دوران، كشف بقاياي تمدن هخامنشي، شناسايي قبور دوره ساساني و سازههاي شرابسازي از اين دوره تاريخي، كشف آثار دوره اسلامي از قبيل كورههاي فلز گري از جمله يافتههاي مهم باستانشناسي در تنگه بلاغي بوده است.
غرق محوطه جهاني پاسارگاد و تخت جمشيد نخستين نشانههاي اعتراض در ميان تشكلهاي غير دولتي را در پي داشت.
در اخباري كه در اين خصوص در رسانههاي داخلي و خارجي به چاپ ميرسيد آمده بود كه پاسارگاد و تخت جمشيد در درياچه سد سيود غرق ميشوند.
اين گفتهها در حالي اعلام ميشد كه تخت جمشيد حدود 70 كيلومتر تا سد سيوند فاصله داشت و پاسارگاد نيز تا آخرين نقطه آبگيري سد سيوند بيشاز 5 كيلومتر فاصله داشت.
راه شاهي قرباني نظرات غير كارشناسي شد
اخبار ضد و نقيض فراواني در اينباره اعلام شد تا آنكه مسئولان سازمان ميراث فرهنگي به صراحت اعلام كردند كه به غير از آثار موجود در تنگه بلاغي، هرگز پاسارگاد در درياچه سد سيوند غرق نمي شود و تنها نگراني درباره آثار هخامنشي پاسارگاد به ويژه آرامگاه كوروش، رطوبت ناشي از درياچهاي به طول 11 كيلومتر است كه نگران كننده به نظر ميرسد.
برزگنمايي غرق محوطه ميراث جهاني پاسارگاد و آرمگاه كوروش از سوي كساني كه قصد داشتند به ميراث فرهنگي خدمت كنند باعث شد زماني كه خيال مردم از غرق محوطههاي باستاني راحت شد، ميزان توجه به آثار تنگه بلاغي كمتر شود و همين امر شايد براي مدتي بزرگترين لطمه را به ميراث فرهنگي زد.
در پي برگزاري نخستين همايش بينالمللي تنگه بلاغي در سال 1384 و در شيراز توافقنامهاي ميان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور با وزارت نيرو منعقد شد كه در پي آن اعلام زمان آبگيري سد سيوند از سوي سازمان ميراث فرهنگي اعلام ميشود و اين سازمان تا پايان مطالعات باستانشناسي اجازه آبگيري نخواهد داد. اين درحالي بود كه سد سيوند مراحل پاياني خود را سپري ميكرد و به زمان آبگيري خود نزديك ميشد.
نگراني درباره تاثير رطوبت به آثار پاسارگاد و به ويژه مقبره كوروش در حالي هرروز بيشتر ميشد كه سازمان ميراث فرهنگي هيچ واكنشي در مقابل اين نگرانيها نشان نداد و پژوهشكده مرمت و حفظ آثار به عنوان متولي اين بخش هرگز قدمي براي شناسايي ميزان رطوبت بر آثار محوطه ميراث جهاني پاسارگاد برنداشت.
انتقال دو كوره پخت سفال هفتهزار ساله از تنگه بلاغي كه در كاوشهاي باستانشناسي كشف شده بود از جمله كارهاي مهم صورت گر
نوشته شده در شنبه 1386/02/01 ساعت توسط مهران
[ ] [
5 ]